در این نوشته بنا ندارم در باره قضایای کوی دانشگاه در فتنه سال 88 و کارهایی که بنده در حد وسع خودم در پیگیری آن قضایا در ارتباط با دانشجویان و مجلس داشتم سخن بگویم.  اما با توجه به یکی دو مصاحبه و سخنرانی که آقای زاکانی قبل از انتخابات مجلس نهم داشت و اخیرا در مجله ایشان (پنجره) و جاهای دیگر هم همان مطالب به شکلی دیگر انعکاس یافته  وحداقل آن بخش که به بنده ارتباط دارد با حقیقت تطابق نداشته و مطالب غیر دقیقی که انشاالله به دلیل گذشت زمان و فراموشی ایشان با واقعیت تطبیق نمی کند بیان شده، لازم می دانم، برای اینکه ایشان و کسانی که بر مبنای اطلاعات ایشان تحلیل می کنند و تصمیم می گیرند  مرتکب کبیره دروغ نشوند و مهم تر اینکه تاریخ مرتبط با قضایای کمیته تحقیق آقای لاریجانی نیز یک طرفه و از زبان یکی از اعضای کمیته تحقیق آقای لاریجانی (زاکانی) بیان نشده باشد، به اطلاع برسانم که :

در زمان اتفاق کوی چند بار از سوی تعدادی از دانشجویان که برخی از آنها را هم دورادور می شناختم تلفنی با من تماس گرفته شد تا به کوی مراجعه و شاهد قضایا باشم من البته در این باره با چند نفر از جمله  با آقای نادران و زاکانی تماس گرفته و در مورد حضور در کوی با ایشان مشورت کردم که یکی یا هر دوی ایشان با رفتن من به کوی مخالفت کردند و من البته در زمان خاصی از آن روز و بدون ایجاد حساسیت از ماجرا از نزدیک مطلع شدم که اطلاعاتم و نتایجی که گرفتم منجر به اقداماتی شد که فایده اش برای ایجاد فضای سالم کمتر از  برخی رفتارهای کمیته تحقیق آقای لاریجانی (که آقایان زاکانی و نادران هم در آن به عضویت فراخوانده شده بودند ) نبود.

در اولین جلسات مجلس بعد از این ماجرا، آقای لاریجانی اقدام به تشکیل کمیته ای برای بررسی موضوع کرد که نادران و زاکانی (اسباب دلخوشی آن روزهای ما) هم در کنار جلالی و عباسپور و کاتوزیان! هم اعضای آن بودند و چون انتخاب اعضای این کمیته و کمیته های دیگری که در ماجراهای آن روزها از سوی آقای لاریجانی تشکیل می شد با ضوابط آیین نامه داخلی مجلس منطبق نبود نمی توان آنها را کمیته تحقیق مجلس نامید و البته رئیس مجلس می توانست و  از جانب خود این کمیته ها را تشکیل می داد و شایسته است که آنها را کمیته تحقیق آقای لاریجانی بنامیم نه مجلس. بیش از یکی دو روزی از تشکیل این کمیته نگذشته بود که در ابتدای جلسه مجلس و قبل از آنکه جلسه علنی شود آقای لاریجانی از آقای ابوترابی خواست که گزارشی کمیته را از ماجرا بدهند و ایشان بدون آنکه گزارشی از کمیته در دست داشته باشند پشت تریبون رفته و سخن خود را با تعریف و تمجیدهای اغراق آمیزی نسبت به نامزد قانون شکن و شکست خوره انتخابات آغاز کردند که در اینجا دو مسئله مورد اعتراض من قرار گرفت یکی اینکه این چه گزارشی است که شفاهی است و دیگر اعضای کمیته از آن بی اطلاعند (در این زمان هیچیک از آقایان نادران و زاکانی در جلسه حضور نداشتند) و دیگر اینکه این تعریف و تمجیدها از آن فرد خاطی و فتنه گر چه معنا دارد؟ اعتراض من با حمایت جدی و مسئولانه برادر عزیز و بزرگوار آقای حسینیان موجب شد تا سخنرانی آقای ابوترابی تحت عنوان گزارش کمیته آقای لاریجانی نیمه تمام بماند و البته بعد هم که نادران و زاکانی در جلسه حاضر شدند هر دو در نظری که از تریبون اعلام کردند بر در جریان بودن تحقیق و تهیه نشدن گزارش تاکید نمودند! علیرغم همه این مسائل آقای لاریجانی برای پیش بردن حرف و نظر و کاری که تصمیم به انجام آن داشت و در لحظات پایانی جلسه مجلس را مخاطب قرار داد و سوالی با این مضمون را به رای گذاشت که " آیا نمایندگان مایلند گزارشی از اوضاع روز و جاری مسائل کشور بشنوند!!!؟؟" و طبیعی است که پاسخ به چنین نظرخواهی از سوی هر کس که فقط ظاهر مطلب را بشنود و یا قصد همراهی با رئیس را داشته باشد مثبت خواهد بود و به این ترتیب در آن روز مطالبی در باره مسائل از تریبون بیان شد تا گفته نشود حسینیان و کوچک زاده توانستند جلوی اراده غیر موجه آقای رئیس را بگیرند. اما عجیب است که امروز آقای زاکانی ما را متهم می کند که نگذاشته ایم گزارش کمیته تحقیق مجلس! در باره وقایع کوی قرائت شود.

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 11:25 | لینک  |