دیروز فیلم مستندی ساخته شبکه های فارسی زبان بیگانه از یک دوست به دستم رسید که در آن جمله ای بسیار دقیق و به جا بیان می شود:

"آیت الله شریعتمداری روحانی معتدل بود و آیت الله خمینی روحانی  انقلابی "

و به اصطلاح امروز امام تندرو و افراطی بود و شریعتمداری معتدل!

حقیقت بزرگی که در این جمله هست مرا بر آن داشت تا آن را برای شما هم نقل کنم  و این هم منطق روحانی معتدل ماست:

"درس کربلا برای ما درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است." 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 6:25 | لینک  | 

سایت "جماران" بار دیگر در راستای عقده گشائی از ارادتمندان و علاقه مندان به سیره و سخن امام رضوان الله علیه و مریدان اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم اقدام به انتشار مطلبی از آقای محقق داماد تحت عنوان " اعدام بدون محاکمه یا چوب حراج بر موازین فقاهت و قضاوت!!" نموده که در آن آقای داماد در پاسخ به این فرمایش آیت الله جنتی حفظه الله در برنامه تلویزیونی شناسنامه که فرمودند:

"زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می کردیم، بعضی را شک می کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می فرمودند در خصوص کسی که جرم او مسلم است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که جرم وی مسلم بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید همان موقع اعدام می شدند اما نشدند."

با ذکر سوابق فامیلی و خاطرات دوران کودکی خود و رفتار پدر با ایشان ٰ برای اثبات فقهی بودن سخن! و بدون توجه کافی به اصل سخن آیت الله جنتی حفظه الله و بی هیچ ارجاعی به حضرت امام رضوان الله علیه که مستند اصلی آیت الله جنتی بوده است این فقیه مجاهد را به باد تهمت و طعنه و استهزا البته با زبان طلبگی گرفته است! کاری که بدون شک ضربه مهلکی به روحانی و روحانیت و فقه و فقاهت در چشم عوام وارد می سازد!

با توجه به مراتب علمی که ایشان برای خود و اقاربشان قائلند مختصر عرض می کنم که اگر اسلام و فقه و روحانیت در دوران معاصر احیا شد و از غربت به در آمد و به کوری چشم بدخواهان علیرغم همه سختی ها و مشکلات می رود تا عرصه های گسترده ای از جهان اسلام را درنوردد حاصل علم و عمل با اخلاص و فقاهتی بود که در امام رضوان الله علیه یکجا جمع بود و هم ایشان علیرغم نظری که شما به پدر بزرگوارتان نسبت می دهید در صحیفه چند بار تاکید کرده است که آنکه باید برای او وکیل گرفت و به دفاعیاتش گوش داد "متهم" است نه "مجرم" و "مجرم" را به محض احراز هویتش باید مجازات کرد و آیت الله جنتی هم چیزی بیش از این سخن عقلانی نفرموده اند عین یکی از عبارات حضرت امام روحی فدا که با عقل هم سازگار است و قطعا فقهی است برای یادآوری شما که فقیه و مدرس حقوق هستید در پایان این نوشته درج می گردد.

ضمنا مجدد یادآور می شوم هر کس با یک بار خواندن فرمایش آیت الله جنتی متوجه می شود که ایشان فقهی بودن و صحت سخن خود را به سخن امام مستند نموده اند که فقیه بی نظیری بود که امثال شما اگر برای مردم شناخته شده و اعتبار یافته اید به دلیل عنایت آن بزرگوار بوده است و مثال اعدام موسولینی در فرمایش آیت الله جنتی نه برای اثیات حقانیت و وجاهت سخن بلکه برای ذکر مثال از یک "مجرم" که "مجرم" بودنش قطعی است ذکر شده کما اینکه امام هم در فرمایش خود نصیری را به عنوان "مجرمی" که باید به محض احراز هویتش اعدام کرد نام می برند. موجه بود جنابعالی در آنهمه باصطلاح ارجاعات فقهی و خاطرات کودکی به جستجوی نظر  خود امام نیز می پرداختید.

شایسته است امثال جنابعالی برای حفظ شان و جایگاهی که به دلیل ملبس بودن به لباس پیامبر و یافتن کرسی مسئولیت در برهه ای از دوران مقدس جمهوری اسلامی از آن برخوردارید با دقت و تامل بیشتر و نه با استناد به خبر پیامکی اظهار نظر فرمائید! تا جوانانی که امام و دهها شاگرد وفادارش به اسلام ناب محمدی را شناخته و آزموده اند دچار بهت و سرگردانی نشوند !!!

امام خمینی:

"نمى‏توانم من جز اين بدانم كه اينها دست نشانده دژخيمان هستند. اينها دست نشانده ابرقدرتها هستند؛ نه اينكه اينها براى حقوق بشر [فعاليت‏] مى‏كنند. من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مى‏گويد و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اينها را چرا نگاه داشتيد؛ اين دژخيمان را بايد همان روز اول كشته باشيد! نه اينكه آنها را ما نگاه داشتيم و در حبسها الآن هستند- و حبسهاى ما هم مثل حبسهاى سابق نيست؛ حبسهايى است كه در آنها اشخاص به هيچ وجه مورد اهانت، حتى نيستند- اينها به ما اعتراض كنند كه چرا اينها را محاكمه كرديد! اصلًا معنا ندارد محاكمه مجرم؛ محاكمه مجرم يك امرى است كه مخالف با حقوق بشر است.

حقوق بشر اقتضا مى‏كند كه ما آنها را همان روز اول كشته باشيم براى اينكه مجرمند، و معلوم است كه اينها مجرم هستند. آنكه بايد براى او وكيل گرفت، آنكه بايد به ادعاى او گوش كرد، او متهم است نه مجرم. اينها متهم نيستند، اينها مجرم هستند. اينها اشخاصى بودند كه در خيابانها مردم را كشته ‏اند، زجر دادند، و ذخاير ما را- همه را- با خيانتها از بين برده‏اند. آيا آنهايى كه كشته شده ‏اند در اين خيابانهاى شهرهاى مختلف ايران، اينها بشر نبودند؟ اينها حقوق ندارند؟ ... مدعيان طرفدارى از حقوق بشر نسبت به اينها كه كشته شده [اند] چرا طرفدارى نمى‏كنند؟ چرا به ما اشكال مى‏كنند كه شما چرا دژخيمان را مى‏كشيد؟.

ما در عين حال كه اينها را- همه را- مجرم مى‏دانيم و بايد فقط هويت اينها ثابت بشود و آنها را بايد همين كه هويتشان ثابت شد كشت- نصيرى  [را] همين كه هويتش ثابت‏ شد كه نصيرى است بايد كشت- مع ذلك چند روز نگه داشتند و محاكمه كردند و اقرارات او را ثبت كردند و او را كشتند. آيا اين جامعه حقوق بشر تصور نمى‏كند كه مجرم را بايد كشت براى حقوق بشر، براى اينكه حق خواهى كنيم ما از بشر- بشرهايى كه اينها كشتند، زجر دادند، از بين بردند؟ ما اينها را مع ذلك محاكمه مى‏كنيم و محاكمه كرديم؛ وليكن اعتقاد ما اين است كه مجرم محاكمه ندارد و بايد كشت. لكن من متأسفم از اينكه باز غربزدگى در ماها هست، و ما ترس از اين داريم كه مبادا در روزنامه [هاى‏] غرب چيزى بنويسند و مثلًا مجلات غرب يك كلمه‏اى بنويسند. (1) آنها البته با عدل و انصاف مخالفند و آنها موافق به حقوق بشر نيستند. آنها حقوق اشخاصِ ابرقدرت را حفظ مى‏كنند به اسم حقوق بشر!."                       

صحيفه امام، ج‏6، ص: 460

والسلام علی من اتبع الهدی

مهدی کوچک زاده فرزند حسین

29 مهر ماه 1393

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 17:1 | لینک  | 

یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی بابی انت و امّی

گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی بابی انت و امّی

تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات علی ای قبله حاجات

گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی بابی انت و امّی

گویی آن فاجعه ی دشت بلا هیچ نبوده است درِ این غم نگشوده است

سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سمّی بابی انت و امّی

حق اگر جلوه ی با وجه أتَمّ کرده در انسان کان نه سهل است و نه آسان

به خود حق که تو آن جلوه ی با وجه أتَمّی بابی انت و امّی

منکِر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل کر و کور است و عزازیل

با کر و کور چه عیدی و چه غدیریّ و چه خُمّی بابی انت و امّی

در تولا هم اگر سهو ولایت!چه سفاهت اُف بر این شَمّ فقاهت

بی ولای علی و آل، چه فقهی و چه شمّی! بابی انت و امّی

تو کم و کیف جهانیّ و به کمبود تو دنیا از ثَری تا به ثریّا

شَر و شور است و دگر هیچ نه کیفیّ و نه کمّی بابی انت و امّی

آدمی جامع جمعیت و موجود أتَمّ است گر به معنای أعَمّ است

تو بِهین مظهر انسان و به معنای أعمّی بابی انت و امّی

چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم پس به ذریه عالم

جز شما مهدِ نبوت نبُوَد چیز مهمی بابی انت و امّی

عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم منکرت مستحق ذَم

وز تو بیگانه نیرزد نه به مدحی و نه ذمّی بابی انت و امّی

بی تو ای شیر خدا سبحه و دستار مسلمان شده بازیچه ی شیطان

این چه بوزینه که سرها همه را بسته به ذمّی بابی انت و امّی

لشکر کفر اگر موج زند در همه دنیا همه طوفان همه دریا

چه کند با تو که چون صخره ی صمّا و بابی انت و امّی

یا علی خواهمت آن شعشعه ی تیغ زرافشان هم بدو کفر سرافشان

بایدم این لَمَعان دیده، ندانم به چه لِمّی بابی انت و امّی

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 17:57 | لینک  | 

آقای رئیس جمهور در سخنانی که به مناسبت آغاز سال تحصیلی در دانشگاه تهران ایراد فرمودند ما را سر ذوق آوردند که از سعه صدری که ایشان لازمه حکومتداری دانستند استفاده کنیم و ببینیم می توانیم بدون تخصص طنز بنویسیم! قضاوت در مورد طنازی با شما!

آقای رئیس جمهور: "لااقل این رئیس جمهور در امنیت ملی متخصص است اگر در چیز دیگری تخصص نداشته باشد."

طناز: اختیار دارین شما درسته سرهنگ نیستید و تاریخ دان هم نیستید ولی کم لطفیه خودتونو فقط متخصص امنیت ملی بدانید شما حتما حقوقدان هم هستید !

آقای رئیس جمهور: "اینکه امروز جزو برنامه گذاشته نشده بود تا تشکل‌های دانشجویی سخنان خودشان را بیان کنند مایه تأسف من شد. به هر حال آمدن من به دانشگاه بیشتر برای شنیدن است تا حرف زدن."

"ما نباید بترسیم که اساتید ما در کلاس‌ها سخنان متفاوتی را بیان می‌کنند، نظرات متفاوت، سخنان متفاوت، ببینید سخن متفاوت غیر از سخن مغرضانه است. یک کسی مغرض است بحث دیگری است. اما کسی است که نظرش است و آن نظر خودش را می‌خواهد بیان کند، خواهش می‌کنم سخت‌گیری نکنید."

طناز: درود بر شما آقای رئیس جمهور به اطرافیانتان خوب تذکری دادید که " ما نباید بترسیم" از حرف زدن اساتید و حتما دانشجویان هم مقصودتان بوده ! حتما مواخذه بفرمائید ببینید کدام یک از همراهان و اطرافیان و کسانی که دیدار های شما را برنامه ریزی می کنند از سخن گفتن دانشجویان ترسیدند و اجازه حضور و سخن گفتن به آنها ندادند و مایه تاسف شما و ما شدند!

آقای رئیس جمهور: "حکومت و اداره کشور بدون سعه صدر امکان پذیر نیست. سعه صدر پیدا کنیم، بگذاریم افراد حرفشان را بزنند."

طناز: یعنی از این به بعد به ما بزدل و بی شناسنامه و ترسو و لرزان و از این حرفا نمی زنن یعنی به خاطر همین نوشته اجازه نخواهند داد  ما را به جهنم حواله بدهند و . . . . خدا را شکر به خاطر این همه سعه صدر مسئولان!

آقای رئیس جمهور:  "در طول یک سال تلاش ما بر این بوده تا دانشگاه از فضای امنیتی فاصله بگیرد "

یکی از دانشجویان نمونه علوم‌پزشکی نیز به نمایندگی از تمامی دانشجویان دانشگاه تهران سخنران دیگر مراسم امروز بود. وی در ابتدای سخنانش گفت: مسئولان برگزاری مراسم به دلایل امنیتی نگذاشتند کاغذی همراه خود داشته باشم !!!

طناز: خیلی تلاشتون در یک سال گذشته برای فاصله گرفتن دانشگاه از فضای امنیتی شایسته تقدیره ! همین جوری پیش بریم تا پایان دوره ریاست جمهوری دانشجوی نمونه حق خواهد داشت دست نوشته خود را برای صحبت در حضور رئیس جمهور همراه بیاورد!

نویسنده وبلاگ: بسسسه دیگه حالا سعه صدر به خرج دادن  شما باید هرچی به نظرت میاد طن نازی کنی! راست میگن شما لایق آزادی نیستین همون بهتره برین جهنم با این طنز بی مایه تون!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 20:28 | لینک  | 

مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا
سایه ی او گشتم و او برد به خورشید مرا

جانِ دل و دیده منم، گریه ی خندیده منم
یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز
کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده ی من
آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او
تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا

گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلک
گوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا

نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند
رشکِ سلیمان نگر و غیرتِ جمشید مرا

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم
بانگِ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا

چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او
باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

پرتو بی پیرهنم، جان رها کرده تنم
تا نشوم سایه ی خود باز نبینید مرا

ولا تنظر الی من قال

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 8:12 | لینک  | 

تبعات و نتایج اتفاقات "ممکن" ٰ  "حتمی"  و "قطعی"  است .

مثلا فرض کنید راننده ای بی احتیاطی کند و بدون در نظر گرفتن تبعات و نتایج سبقت بی جا و یا سرعت بیش از حد مجاز سبقت بگیرد و توجه به راننده بی عقلی که مثل گاو شاخ دار و به قصد نابودی طرف مقابل از روبرو می آید نکند در اینصورت هم امکان وقوع تصادف شاخ به شاخ هست و هم امکان عدم تصادف البته در هر دو حالت دل و زهره سرنشینان خود رویی که راننده آن بدون توجه به اصول و مقررات رانندگی می کند از ترس و دلواپسی آب می شود و اگر خدای نخواسته اتفاق ممکن تصادف رخ داد شکستن استخوانها و قطع دست و پا و . . . . راننده و سرنشینان خودرو دیگر یک احتمال ممکن الوقوع نیست بلکه حتمیٰ قطعی و و اجب الوقوع خواهد بود. ان شا الله رانندگان خودرو و کشتی نظام متوجه باشند که نتایج و تبعات اتفاقات ممکن حتمی و قطعی است!

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 12:53 | لینک  | 

مهدی کوچک‌زاده با اشاره به نامه مجمع روحانیون مبارز با امضای سید محمد خاتمی به رهبر معظم انقلاب، به خبرنگار پارلمانی باشگاه خبرنگاران گفت: با دیدن و شنیدن خبر نامه آقای خاتمی از طرف مجمع روحانیون به اصطلاح مبارز به رهبر معظم انقلاب یاد یک نامه افتادم که در اوایل پیروزی انقلاب، منافقین به حضرت امام(ره) نوشتند.

وی افزود: در آن نامه هم به نحوی ضمن به فراموشی سپردن کارهای خطایی که منافقین انجام داده بودند، از امام(ره) درخواست ملاقات داشتند و درصدد پوشاندن اعمال جنایتکارانه و خطای خودشان بودند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تصریح کرد: در آن زمان امام(ره) جوابی دادند که برای همه ملت جالب بود، چرا که همه نگران بودیم که امام(ره) چه خواهد کرد؟ آیا اینها را به حضور خواهد پذیرفت یا رد خواهد کرد.

وی تصریح کرد: امام(ره) در پاسخ به درخواست منافقین در یک سخنرانی جوابی دادند که شاه بیت آن این بود؛ شما اسلحه را زمین بگذارید، از مقابله با نظام و ملت دست بردارید، از غلط کاری‌ها دست بردارید من به دیدن شما می‌آیم.
"من اگر در هزار احتمال يك احتمال مى‏دادم كه شما دست برداريد از آن كارهايى كه مى‏خواهيد انجام بدهيد، حاضر بودم كه با شما تفاهم كنم و من پيش شما بيايم؛ لازم هم نبود شما پيش من بياييد. و حالا هم به موجب احكام اسلام نصيحت به شما مى‏كنم؛ شما در مقابل اين سيل خروشان ملت نمى‏توانيد كارى انجام بدهيد. شما اگر يك وقت ملت قيام كند، مثل يك ذره‏اى در مقابل اين سيل خروشان هستيد.

برگرديد به دامن اسلام، بياييد آن‏ چيزى را كه ديگران مى‏خواهند به شما بدهند و وعده آن را به شما مى‏دهند در اسلام براى شما مهياست‏" صحيفه امام    ج‏14    344    پاسخ قاطع به گروهك منافقين(مجاهدين خلق)

کوچک‌زاده ادامه داد: می‌خواهم به آقای خاتمی و مجمع روحانیون مبارز عرض کنم که ما باور نداریم رهبر معظم انقلاب از شما و یا از هیچ احد دیگری کینه یا مسئله شخصی به دل داشته باشند.

وی تصریح کرد: تا جایی که من یاد دارم رهبر معظم انقلاب از شخص آقای خاتمی - همان طور که در دیدار خداحافظی ریاست جمهوری ایشان فرمودند - شخصیت فردی ایشان را دارای نکات قابل ستایش ارزیابی کرده‌اند، حیای ایشان و...

نماینده مردم تهران با بیان این که آقای خاتمی اشتباه تصور کردند، گفت: به اشتباه تصور کردند که نوشتن این نامه می‌تواند موجب تطهیر فعالیت سیاسی کسانی که معروف به فتنه‌گر هستند، شود.

وی ادامه داد: همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اینها در خفا فتنه 88 را محکوم می‌کنند، خب همین مسائل را علنی کنند آن وقت می‌شود مصداق همان موضوعی که رهبری به دیدن شما می‌آید.

کوچک‌زاده در ادامه خاطر نشان کرد: اگر نیت از نوشتن نامه این مسائل نبوده و صرفا طلب شفا برای یک مریض که در دین‌مان مستحب است بود، دستشان درد نکند و انتظار دیگری نباید داشته باشند به این شکلی که رسانه‌ای شد.

وی ادامه داد: تاکید می‌کنم اگر این نامه با نیت خیرخواهانه با عنوان این که خواسته‌اند کار مستحبی انجام دهند و فرد مورد علاقه ملت در دوران نقاهت را دلجویی کنند دستشان درد نکند.

عضو فراکسیون اصولگرایان تصریح کرد: اما اگر انتظار دارند این نامه باعث شود مقام معظم رهبری و ملت از فتنه 88 بگذرند تصور واهی است و اتفاق هم نخواهد افتاد.

کوچک‌زاده در پایان گفت: البته پیش‌داوری نمی‌کنم که این نامه به خاطر انتخابات آتی بوده است صرفا نوشتن این نامه مرا یاد نامه منافقان به حضرت امام انداخت.

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 18:7 | لینک  | 

امام خمینی رحمه الله و رضوانه علیه:

خلاصه كلام اينكه بيان اين واقعيت كه

در حكومت اسلامى بهاى بيشتر و فزونتر از آنِ كسى است كه تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و

همه مديران وكارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه‏ ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين، و

در كنار مستمندان و پابرهنه‏ ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگى است كه نصيب اوليا شده و عملًا به شبهات و القائات خاتمه مى‏دهد،

كه بحمداللَّه در جمهورى اسلامى ايران، اساس اين تفكر و بينش در حال پياده شدن است .. و همچنين مسئولين محترم كشور ايران على رغم محاصرات شديد اقتصادى وكمبود درآمدها، تمامى كوشش و تلاش خود را صرف فقرزدايى جامعه كرده‏ اند و همه آرمان و آرزوى ملت و دولت و مسئولين كشور ما است كه روزى فقر و تهيدستى از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از رفاه در زندگى مادى و معنوى برخوردار باشند.

خدا نياورد آن روزى را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان ازاعتبار و عنايت بيشترى برخوردار شوند.

معاذاللَّه كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمه معصومين- عليهم السلام- سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ما است كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است.

از آنجا كه محروميت زدايى، عقيده و راه و رسم زندگى ما است، جهانخواران در اين مورد هم ما را آرام نگذاشته ‏اند و براى ناتوان ساختن دولت ودست اندركاران كشور ما حلقه ‏هاى محاصره را تنگتر كرده ‏اند و بغض و كينه و ترس و وحشت خود را در اين حركت مردمى و تاريخى تا مرز هزاران توطئه سياسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏ اند و

بدون شك جهانخواران به همان ميزان كه از شهادت طلبى و ساير ارزشهاى ايثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرايش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمايت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدايى و دفاع از محرومان حركت كند، اميد جهانخواران از ما منقطع و گرايش ملتهای جهان به اسلام زيادتر مى‏شود و

روحانيت عزيز بايد به اين اصل توجه عميق داشته باشند و افتخار تاريخى و بيش از هزار ساله پناهگاهىِ محرومان را براى خود حفظ كنند و به ساير مسئولين و مردم توصيه نمايند كه ما نبايد گرايش و توجه بى‏ شائبه محرومين را به انقلاب و حمايت بيدريغ آنان را از اسلام فراموش كنيم و بدون جواب بگذاريم .. البته پرواضح است كه همه اقشار كشور ما در انقلاب سهيم و شريكند و همه براى خدا و انجام وظيفه الهى خود وارد صحنه ‏ها شده ‏اند و مقصد خدا است و هرگز آمال بلند و الهى خود را به مسائل مادى آلوده نمى‏كنند و با كمبودها ازميدان به در نمى ‏روند،

چرا كه كسى كه براى خدا جان ومال فدا مى‏كند، به خاطر شكم و دنيا از پا در نمى‏آيد،

ولى وظيفه ما و همه دست اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادى ومشكلات آنان شريك باشيم كه

گمان نمى ‏كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.

راستى وقتى كه پابرهنه‏ ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستى خود داده ‏اند و در همه صحنه‏ ها بوده‏ اند- و ان شاء اللَّه خواهند بود- و سر و جان را در راه خدا مى‏ دهند، چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم!

ما مجدداً مى‏گوييم كه يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيددادگان به همه كاخ و كاخ نشينان جهان شرف و برترى دارد ..

و آخرين نكته ‏اى كه در اينجا ضمن تشكر از علما و روحانيون و دولت خدمتگزار حامى محرومان بايد از باب تذكر عرض كنم و بر آن تأكيد نمايم، مسئله ساده زيستى و زهدگرايى علما و روحانيت متعهد اسلام است كه

من متواضعانه و به عنوان يك پدر پير از همه فرزندان و عزيزان روحانى خود مى‏خواهم كه در زمانى كه خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است واداره كشور بزرگ و تبليغ رسالت انبيا را به آنان محول فرموده است، از زىّ روحانى خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا كه دون شأن روحانيت و اعتبار نظام جمهورى اسلامى ايران است، پرهيز كنند و برحذر باشند كه

هيچ آفت و خطرى براى روحانيت و براى دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حركت در مسير دنيا نيست

كه بحمداللَّه روحانيت متعهد اسلام امتحان زهدگرايى خود را داده است، ولى چه بسا دشمنان قسم خورده اسلام و روحانيت بعد از اين براى خدشه‏ دار كردن چهره اين مشعلداران هدايت و نور، دست به كار شوند و با كمترين سوژه ‏اى به اعتبار آنان لطمه وارد آورند كه ان شاء اللَّه موفق نمى‏شوند .. صحيفه امام ج‏20 340

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 12:8 | لینک  | 

میلاد امام رئوف علی ابن موسی الرضا بر عاشقان مبارک

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 18:59 | لینک  | 

دیروز بنده خدایی زنگ زد و گفت من از رای دهندگان به شما هستم و تقاضای کمک مالی برای اجاره سالن برای عروسی داشت!! در توضیح درخواستش می گفت امکان اجاره سالنی که متعلق به نیروی انتظامی با قیمتی مناسب است را دارد ولی چون یکی از مقررات آن سالن اینست که هر کس در آن مراسم می گیرد باید از فیلمبردار همانجا هم استفاده کند و ایشان مایل است فیلمبردار مورد نظر خود را دعوت کند و در این سالن امکان ندارد بنابراین می خواهد در سالن دیگری مراسم بگیرد که به این دلیل به کمک مالی نیاز دارد!!!!!

به راستی چند درصد از احساس کمبود ها و نیازهای مالی نسل جوان خصوصا در امر مقدس و بسیار ضروری ازدواج حقیقی است؟ من واقعا نمی دانم با وجود انواع دوربین و موبایل دوربین دار و. . . . اصلا چه ضرورتی دارد که فیلمبردار از بیرون به مراسم دعوت شود و دهها هزار تومان بابت آن پرداخت شود؟ گرچه ضرورت اصل ثبت تصویری واقعه ازدواج هم برایم روشن نیست و نمی دانم عدم ثبت آن موجب چه کمبودی در ادامه زندگی مشترک خواهد شد؟!

در مراسم ازدواج من که سال 59 در منزل همسرم برگزار شد و فقط اقوام درجه یک دعوت بودند عکاس و فیلمبردار نداشتیم و شام هم چلوکباب کوبیده بود! مهریه هم 14 سکه ! زندگی مشترکمان در گچساران در خانه ای که دو اطاق داشت و یک اطاق آن در اختیار پیرزنی از مهاجرین جنگ تحمیلی بود شروع شد و تا سال 63 در خوابگاه دانشجویی در شیراز ادامه یافت و . . . .

من منکر وجود مشکلات واقعی بر سر راه ازدواج جوانان نیستم اما به راستی جوانان متدین و علاقه مند به شیوه زندگی اسلامی ـ انقلابی چرا نمی توانند از خرج ها و هزینه های بیهوده که مانع بزرگی سر راه ازدواج شده است صرفنظر کنند؟

ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:55 | لینک  |