آقای روحانی یکبار دیگر در باره رابطه با بیرون و اقتصاد مقاومتی صحبت های دو پهلویی ایراد نموده اند که در شرایط فعلی و با توجه به اصرار ایشان و دولتمردانشان برای به سرانجام رساندن مذاکرات به هر نحو ٰ انسان را از این معنا می ترساند که با این دیدگاهها نکند خدای نخواسته استقلال و عزت ملی فدای شکم سیر شود (گرچه شکم سیر هم وعده ای بیش نیست و یقینا آمریکایی ها و دیگر کشورهای حاضر در گروه مذاکره هسته ای به دلیل مخالفت با اصل انقلابٰ  حتی اگر ما خواسته های دیکته شده آنان را تمام و کمال اجرا نماییم از تحریم و وارد آوردن فشار اقتصادی به ملت ما دست بر نخواهند داشت) . آقای رئیس جمهور لازمه دستیابی به اقتصاد مقاومتی را رابطه با بیرون عنوان نموده اند ولی این زحمت را به خود نداده اند که تبیین فرمایند چه نوع رابطه ای و با کدام کشورها پیشنیاز اقتصاد مقاومتی تلقی می شود؟ ایشان فرموده اند بدون رابطه مورد نظرشان با بیرون! ملت ما زندگی بخور و نمیری خواهد داشت و سر سفره مان فقط نان و پنیر خواهد بود! برای رعایت امانت عین جملات ایشان ذیلا نقل و با توجه به نگرانی هایی که از عدم تبیین صریح برخی واژه ها ایجاد می شود به بیان اصول غیر قابل تغییر انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام رحمه الله علیه و رهبر معظم انقلاب خواهم پرداخت.

آقای روحانی رئیس جمهور:

"برای دستیابی به اقتصاد مقاومتی و پیشرفت در زمینه روابط با دیگران باید چه کنیم؟ اینکه برخی فکر می‌کنند بدون رابطه با بیرون می‌توان به توسعه رسید اشتباه است، می‌توان زندگی بخور و نمیر داشت یا از جیب مردم برداشت کرد، می‌شود ۹درصد ثروت مردم را کاهش داد اما بیش از این امکان‌پذیر نیست، ما اگر می‌خواهیم زندگی بخور و نمیر با نون و پنیر داشته باشیم می‌توان کشور را اداره کرد ولی اگر می‌خواهیم به رشد قابل قبول ۴یا ۵ درصد برسیم باید برنامه‌ریزی گسترده داشته باشیم."

بدون شک در اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان تنها راه برون رفت از وضعیت سخت اقتصادی وابسته به نفت و راه سعادت مطرح شده است ضمن تکیه بر توان داخلی برای داشتن اقتصادی پویا و فعال و تامین مایحتاج ضروری کشور هیچ منعی برای مواجهه از موضع قدرت و تعامل با اقتصاد جهانی بیان نشده است ایشان در تبیین اقتصاد مقاومتی می فرمایند:

امام خامنه ای:

"اقتصاد مقاومتی، به این معنا نیست که ما اقتصاد خودمان را محصور میکنیم و محدود میکنیم در خود کشور؛ نه، درون‌زا است، امّا برون‌گرا است؛ با اقتصادهای جهانی تعامل دارد، با اقتصادهای کشورهای دیگر با قدرت مواجه میشود. بنابراین درون‌زا است، امّا درون‌گرا نیست. اینها را که عرض میکنم، برای خاطر این است که در همین زمینه‌ها الان قلمها و زبانها و مغزهای مغرض، مشغول کارند که [القا کنند] «بله، اینها میخواهند اقتصاد کشور را محدود کنند و در داخل محصور کنند». انواع و اقسام تحلیل‌ها را برای اینکه ملّت را و مسئولان را از این راه ـ که راه سعادت است ـ جدا بکنند دارند میکنند. من عرض میکنم تا برای افکار عمومی‌مان روشن باشد"

اما اگر منظور آقای رئیس جمهور از لزوم برقراری رابطه با بیرون برای دستیابی به سفره ای رنگین و شکمی سیر که از آن به توسعه یاد کرده اند ٰ تن دادن به تعامل به هر قیمت با کشور های قلدریست که جز به تحقیر و پایمال نمودن عزت امت اسلامی و استقلال ملت ایران راضی نمی شوندٰ لازم است به جملات گهربار امام خمینی رحمه الله علیهٰ که ما و ایشان هرچه داریم از آن روح الهی استٰ توجه فرمایند و بدانند بنا بر آموزه های اسلامی عزت و سرافرازی یک ملت به شکم پر شده از بوقلون اجانب (که آن هم وعده ای تو خالی و از جنس وعده شمر ملعون به آقا ابوالفضل العباس علیه السلام در شب عاشوراست) نیست و مردمان شرافتمند با نان و پنیر خویش خوش ترند .

امام خمینی:

"همه ملت احساس اين راكرده‏ اند كه ما بايد از زير بار اينها بيرون برويم. ما بايد خودمان اداره كنيم زندگى خودمان را و مى ‏توانيم. عمده اين است كه اراده با احساس توانايى پيش مى‏آيد كه ما احساس اين معنا را بكنيم كه مى‏ توانيم. . . . . . .

اين يك امر مهمى است كه واقع شده است. يك امرى است كه انبيا جان خودشان را براى همين مسائل داده ‏اند، پيغمبر اسلام و اولياى ما همه كوشش‏شان در اين بود كه دست مستكبرها را كوتاه كنند از مستضعفين. و بحمداللَّه در ايران الآن يك احساس همگانى است و اين احساس همگانى است كه به دست و پا انداخته است اين قدرتها را و دارند توطئه‏ ها مى‏ كنند و ان شاء اللَّه، اين توطئه‏ ها هم به جايى نمى ‏رسد و حل مى‏شود قضايا. و ان شاء اللَّه خودمان سر سفره خودمان مى‏نشينيم و نان پنير خودمان را مى‏خوريم. و ما لازم نداريم آن دستگاههاى قدرتهاى بزرگ را كه ما دست بسته تسليم آنها بشويم براى اينكه، يك پارك داشته باشيم، براى اينكه، يك عمارت كذا داشته باشيم‏."     صحيفه امام، ج‏15، ص: 435

امام خمینی:

ملت بايد توجه كند به اين مسائل؛ اشخاصى كه تبليغات سوء مى‏ كنند و از كمبود به گوش شما مى‏ خوانند، اين اشخاص، اشخاصى هستند كه مى‏خواهند اين پيروزى را از دست شما بگيرند، مى‏خواهند ا ستقامت را از دست شما بگيرند. امر داير است، يا حرف مفسدين را بشنويد يا حرف خداى تبارك و تعالى كه مى‏فرمايد: فَاسْتَقِمْ كَما امِرْتَ وَمَنْ تابَ مَعَكَ. همه مأموريم، همه ما مأمور هستيم كه استقامت كنيم و پايدار باشيم. . . .

الْعِزَّةُ للَّه (1) عزت مالِ خداست. من اميدوارم كه اعطا كند به همه شما و به همه ملت ما و به همه مسلمين عزت را، شرافت را. مستقيم باشيد، پايدار باشيد كه پيروز هستيد. از گرانى نترسيد؛ از كمبود نترسيد. . . .

امروز روز استقامت است. امروز روز پايدارى است. برادران و خواهران بايد پايدار باشند و استقامت كنند، و اين نهضت را- ان شاء اللَّه- به پيروزى نهايى برسانند.     صحيفه امام، ج‏13، ص: 466

امام خمینی:

ما اگر امر داير بشود به اينكه برگرديم به حال سابق بشريت، و با الاغ از اين طرف به آن طرف برويم و آزادى‏مان را حفظ بكنيم، يا خير، بنده آقاى كارتر و امثال او از ابرقدرتها باشيم و زندگانيهاى فلان و كذا داشته باشيم، ما آن را ترجيح مى‏دهيم، ملت ما آن را ترجيح دارد مى ‏دهد. ملت ما شهادت را دارد ترجيح مى‏دهد، و مى‏گويد كه ما مى‏خواهيم شهيد بشويم. .. ما مى‏ خواهيم چه كنيم روابط داشته باشيم با آنهايى كه مى‏ خواهند ما را بچاپند؟ رابطه ما با آنها غير از اين است كه رابطه چپاولگر و چپاول بشو است؟ براى چه ما مى‏خواهيم اين را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادى بكنند. ما خودمان در اينجا مملكت وسيعى داريم، آب هم داريم، خدا باران هم به ما مى‏دهد، خودمان مى‏كاريم و مى‏خوريم و هيچ احتياجى به اين مسائل نداريم.              صحيفه امام، ج‏12، ص: 380

امام خمینی:

امر داير بر اين است كه ما چند روز ديگر در اين دنيا باشيم با ذلت، يا اينكه ان شاء اللَّه‏ پيروز بشويم، يا با عزت برويم از اين دنيا. ما ذلت را نمى‏پذيريم، آنطور كه بزرگهاى ما، ائمه ما- عليهم السلام- نپذيرفتند ما نمى‏ پذيريم. ما از اينكه امريكا ما را محاصره اقتصادى بكند يا دخالت نظامى بكند ما از اين نمى‏ ترسيم. ملت ما هم ان شاء اللَّه نمى‏ ترسند. ملت ما حاضر نيستند ديگر تحت بار ذلت بروند و ديگران همه چيزشان را از بين ببرند و اينها را اسير كنند. صحيفه امام، ج‏11، ص: 480

امام خمینی:

و اما قضيه اقتصاد: ما يك ملتى هستيم كه به اين گرسنگى خوردنها عادت كرده ‏ايم. ما سى و پنج سال، يا پنجاه سال مى‏گوييد ما در اين گرفتاريها بوديم و عادت داريم به اين‏ گرسنگى خوردنها. ما روزه مى‏گيريم، ما يك وقت غذا مى‏خوريم. اگر بنا باشد كه آنها محاصره اقتصادى بكنند، فرضاً كه بتوانند و همه ملتها تبع ايشان بشوند، و حال آنكه اين خيالى است خام، و همچو چيزى تحقق پيدا نمى‏كند. فرضاً كه تحقق پيدا بكند، ما همان جو و گندمى كه خودمان در مملكت خودمان كِشت مى‏كنيم، اقتصاد مى‏كنيم، و براى خودمان همان مقدار كافى است. ما در هر هفته يك روز گوشت مى‏خوريم. گوشت خوردن خيلى چيز خوبى هم نيست. و يك وعده هم ممكن است غذا بخوريم. ما را از اين چيزها اينها نترسانند. اگر امر داير بشود بين اينكه آبروى ما حفظ بشود يا شكممان سير بشود، ما ترجيح مى‏دهيم كه آبرويمان حفظ بشود، شكممان گرسنه باشد.       صحيفه امام، ج‏11، ص: 39

آری آقای رئیس جمهور بحث بر سیر کردن ملت شریف و مقاوم ایران نیست که آنانکه امروز نگران عزت و استقلال ملی اند و شما آنها را ترسو لرزان و لایق جهنم و بی شناسنامه می دانید همانهایی هستند که جوانی و سلامت خود را برای حفظ امنیت و عزت این ملت شریف و حتی مسئولانی که از جبهه جز قرارگاههای در عمق زمینش را ندیده اند هزینه کردند بحث بر سر حفظ عزت و استقلال ملی و آبرو یا زیر بار زور رفتن و شکم سیر است و هیهات من الذله!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 9:11 | لینک  | 

کامنت در مورد مسئله سربازی به حد اشباع رسید لطفا دیگه در این زمینه کامنت نگذارید و اگر می گذارید فقط به اینکه خودم بخوانم راضی باشید

با تشکر و پوزش

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:2 | لینک  | 

سالروز یوم الله 22 بهمن مبارک باد

امام خمینی:

"من باز مى‏ گويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامى‏تان- به خيال خام خودشان- بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، هميشه با بصيرت و با چشمانى باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد، لحظه ‏اى آرامتان نمى‏گذارند." صحيفه امام    ج‏21    329   

وعده با همه شرافتمندان آزادیخواه فردا در راهپیمایی یوم الله بیست و دوی بهمن

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 18:9 | لینک  | 

در میان پرده خون عشق را گلزارها

عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها

عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست

عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها

عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد

عشق دیده زان سوی بازار او بازارها

ای بسا منصور پنهان ز اعتماد جان عشق

ترک منبرها بگفته برشده بر دارها

عاشقان دردکش را در درونه ذوق‌ها

عاقلان تیره دل را در درون انکارها

عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست

عشق گوید عقل را کاندر توست آن خارها

هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن

تا ببینی در درون خویشتن گلزارها

شمس تبریزی تویی خورشید اندر ابر حرف

چون برآمد آفتابت محو شد گفتارها

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 23:45 | لینک  | 

آقای جهانگیری معاون محترم رئیس جمهور در عکس العملی به سخنان آیت الله مجاهد جنتی در مورد اینکه اگر ضرورت ایجاب کند ما یک وعده غذا می خوریم واکنش نشان دادندٰ سایت جماران به نقل از ایشان نوشته است ٰبخوانید:

"به گزارش جماران به نقل از ایرنا، «اسحاق جهانگیری» روز دوشنبه در آیین افتتاح سد ایوشان خرم آباد با تاکید بر این که سیاست اقتصاد مقاومتی راهکار عبور از مشکلات است، خاطرنشان کرد: طرفدار این نیستیم که مردم یک وعده غذا بخورند و این حرف سخن خوبی نیست

وی ادامه داد: حتی امام راحل در زمان جنگ چنین حرفی به زبان نیاورد. "

این در حالیست که امام روحی فداه می فرمایند:

امام خمینی:

"و اما قضيه اقتصاد: ما يك ملتى هستيم كه به اين گرسنگى خوردنها عادت كرده‏ ايم. ما سى و پنج سال، يا پنجاه سال مى‏ گوييد ما در اين گرفتاريها بوديم و عادت داريم به اين‏ گرسنگى خوردنها. ما روزه مى‏گيريم، ما يك وقت غذا مى‏خوريم. اگر بنا باشد كه آنها محاصره اقتصادى بكنند، فرضاً كه بتوانند و همه ملتها تبع ايشان بشوند، و حال آنكه اين خيالى است خام، و همچو چيزى تحقق پيدا نمى‏كند. فرضاً كه تحقق پيدا بكند، ما همان جو و گندمى كه خودمان در مملكت خودمان كِشت مى‏كنيم، اقتصاد مى‏كنيم، و براى خودمان همان مقدار كافى است. ما در هر هفته يك روز گوشت مى‏خوريم. گوشت خوردن خيلى چيز خوبى هم نيست. و يك وعده هم ممكن است غذا بخوريم. ما را از اين چيزها اينها نترسانند. اگر امر داير بشود بين اينكه آبروى ما حفظ بشود يا شكممان سير بشود، ما ترجيح مى‏دهيم كه آبرويمان حفظ بشود، شكممان گرسنه باشد. "                       صحيفه امام، ج‏11، ص: 39

امام خمینی:

"امريكا خيال نكند كه با دخالت نظامى مى‏تواند كارى بكند يا با حصر اقتصادى مى‏تواند كارى بكند. ملتى كه روزه مى‏گيرد، ملتى كه شهادت را قبول كرده، از اين چيزها ديگر نمى‏ترسد."     صحيفه امام، ج‏12ص   399   

نمونه این فرمایشات در جای جای سخنان حضرت امام در زمان جنگ به کرات قابل مشاهده است و جای تاسف دارد این اظهار نظر نابجا در مورد امام را سایت جماران هم منعکس می سازد!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 23:7 | لینک  | 

هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی

ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی

یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند

هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست

کان جا نتواند رفت اندیشه دانایی

امید تو بیرون برد از دل همه امیدی

سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی

زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش

آن کش نظری باشد با قامت زیبایی

گویند رفیقانم در عشق چه سر داری

گویم که سری دارم درباخته در پایی

زنهار نمی‌خواهم کز کشتن امانم ده

تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی

در پارس که تا بودست از ولوله آسوده‌ست

بیمست که برخیزد از حسن تو غوغایی

من دست نخواهم برد الا به سر زلفت

گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

گویند تمنایی از دوست بکن سعدی

جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 7:33 | لینک  | 

 بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا

پیشاپیش فرا رسیدن ایام الله دهه مبارک فجر را به همه مستضعفان عالم تبریک عرض می کنم.

1-  بر همه آشنایان با سیستم اطلاعات و آمار اقتصادی کشور روشن است که شناسایی و تعیین درآمد اشخاص و تفکیک دهکهای غیر نیازمند و مرفه به صورت موثر و در عین حال دقیق و کامل با سیستم و زیرساخت های موجود کشور میسر نیست. اما از آنجا که میزان مصرف گاز و برق و آب و بنزین از روی قرائت کنتور یا کارت هوشمند میسر بوده و مصرف چند قلم اساسی دیگر مثل نان و روغن و . . . نیز مثل بنزین قابل حساب و کتاب دار شدن است ٰ توصیه اکید دارم به جای پرداخت علی السویه یارانه به همه ٰ قیمت کالاهای یاد شده به صورت پلکانی تعیین شود و از پر مصرف ها قیمت واقعی و بلکه مضاعف دریافت و به کم مصرف ها نیز به جای پرداخت یارانه بنا به توصیه منطقی و اخلاق و اسلامی امام رحمه الله علیه تا حدی مجانی و از حداقل مصرف تا حدی معقول با نازلترین قیمت هزینه دریافت شود .

در این مورد پیشنهاد های مکتوب به کمیسیون های مربوطه و تلفیق ارائه داده ام که ان شا الله مورد توجه قرار گیرد.

2- در اخذ جریمه از سربازان غایب و صدور کارت معافیت برای آنان چند نکته نباید مورد غفلت قرار گیرد:

1-2- بخش بزرگی از خدمت نرفته ها را "سزباز فراری" -به معنای کسی که به سرنوشت و امنیت کشورش بی تفاوت است- نامیدن ٰ منصفانه نیست! بسیاری از این افراد هستند که به دلیل قرار گرفتن در شرایط اقتصادی وخیم و برای تامین زندگی حداقلی برای خود و افراد تحت تکفلشان به خدمت نرفته اند و در حال حاضر نیز در وضع مطلوبی زندگی نمی کنند لذا باید جریمه و شکل و مبلغ آن به گونه ای باشد که تنها متمکنین مرفه و به معنی واقعی فراری مثل فوتبالیست ها و آقازاده های پشت کرده به محرومان و مردم از آن منتفع نشوند!

2-2- هستند سربازان فراری که غرق در ناز و نعمت بوده و برای سوار شدن بر گرده ملت از طریق تصاحب پست ها و مقامات حاکمیتی تنها یک معافیت کم دارند لذا نباید دادن معافی به این افراد سبب امتیاز برای آنان بشود خصوصا نباید امکان استخدام دولتی برایشان فراهم شود تا از این طریق نتوانند در آینده نه چندان دور تصاحب پست ها و مسئولیت های حاکمیتی برای آنان آزاد شود.

3-2- حرف حقی که جمعی از تحصیلکرده های کشور در مورد شرایط دوران خدمت دارند و مدعی هستند که شکل فعلی دوران دو ساله خدمت اتلاف عمر و پتانسیل های آنان را موجب  می شود باید از سوی دست اندرکاران نظام وظیفه شنیده و در حد امکانات با برنامه ریزی صحیح در جهت رفع این هدررفت سرمایه ها و امکانات کشور و سربازان جلوگیری شود.

3- عقل و منطق و قانون حکم می کند که احکام قضات و قضاوت آلوده به سیاست نشود و دستمایه دعواهای سیاسی هم قرار نگیرد تا مردم و افکار عمومی احکام صادره از سوی دستگاه قضایی را محترم بشمارند به همین جهت مردم و افکار عمومی احکام صادره از سوی دستگاه قضایی را حتی در مواردی که از جزئیات اتهامات و جرائم بی اطلاعند - مثل مورد اخیر - قبول می نمایند . اما انتظار آنست که دستگاه قضایی برای حفظ وجهه و مقبولیت در نزد افکار عمومی ٰ رسیدگی به اتهامات متهمینی که در برابر چشم مردم ٰ و نه پنهانیٰ به هدایت و راهبری فتنه و فساد در کشور پرداختند و طرفدارانشان را در صورت رای نیاوردن نامزد مورد نظرشان دعوت به ریختن به خیابانها کردند و در مقابل نظام اسلامی صف آرایی کردند نیز به نحو مناسبی رسیدگی کند تا رعایت اصل عقلی و منطقی احترام به حکم قاضی قلبا نیز میسر باشد. در این باره توجه قضات رسیدگی کننده را به این فرمایش امام در باره مقابله جماعتی با دولت بازرگان که خود امام با نخست وزیری اش موافق نبود جلب می کنم:

"ايشان را كه من قرار دادم واجبُ الْاتِّباع است، ملت بايد از او اتّباع كند. يك حكومت عادى نيست، يك حكومت شرعى است؛ بايد از او اتّباع كنند. مخالفت با اين حكومت مخالفت با شرع است، قيام بر عليه شرع است. قيام بر عليه حكومت شرع جزايش در قانون ما هست، در فقه ما هست؛ و جزاى آن بسيار زياد است. من تنبه مى‏دهم به كسانى كه تخيل اين معنى را مى‏كنند كه كارشكنى بكنند يا اينكه خداى نخواسته يكوقت قيام بر ضد اين حكومت بكنند، من اعلام مى‏كنم به آنها كه جزاى آنها بسيار سخت است در فقه اسلام. قيام بر ضد حكومت خدايى قيام بر ضد خداست؛ قيام بر ضد خدا كفر است."

قاضی محترم بداند جرم و مجازات کسانی که در برابر نظام ایستادند در فقه اسلام و قانون در چه حدی است!

4- یک توصیه از زبان امام رحمه الله علیه  به رئیس جمهور خوش بین به مذاکرات و احیانا مذاکره کنندگان 5+1 و آمریکا و بدگو نسبت به منقدین تازه به دوران رسیده و ختم کلام:

"حالا هم من به اين آقايانى كه اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فكرى دارند، [مى‏ گويم كه‏] امريكا براى شما هيچ فايده‏ اى ندارد، ديگر گذشت آن وقت. امروز آنى كه براى شما براى دينتان براى دنياتان فايده دارند اين ملت‏ اند، اين ملت پابرهنه است. آن ملت سرمايه‏ دار هم به درد شما نمى‏خورند، آنها همه براى خودشان مى‏ كشند، شماها را مى‏ خواهند آلت دست قرار بدهند."

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:0 | لینک  | 

امريكا براى شما هيچ فايده‏ اى ندارد

امام خمینی:

حالا هم من به اين آقايانى كه اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فكرى دارند، [مى‏ گويم كه‏] امريكا براى شما هيچ فايده‏ اى ندارد، ديگر گذشت آن وقت. امروز آنى كه براى شما براى دينتان براى دنياتان فايده دارند اين ملت‏ اند، اين ملت پابرهنه است. آن ملت سرمايه‏ دار هم به درد شما نمى‏خورند، آنها همه براى خودشان مى‏ كشند، شماها را مى‏ خواهند آلت دست قرار بدهند. اين منافقين هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى كه اين منافقين قدرت پيدا كنند سر شما را هم مى‏ برند؛ براى اينكه شما لا اله الّا اللَّه‏ مى‏ گوييد، آنها با لا اله الّا اللَّه‏ مخالف‏اند. آنها توحيد را توحيد طبقاتى مى‏ گويند. آنها معاد را همين جا مى‏ دانند، همين دنيا. آنها غير اين دنيا چيزى را قائل نيستند، اما شما قائليد. آن روزى كه اينها پيروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهيد شد، شما را پل قرار داده‏ اند براى پيروزى، وقتى كه رفتند اين پل را عقب خودشان خراب مى‏كنند، آنها مزاحم نمى‏ خواهند.

صحيفه امام    ج‏15    31   

با حاکمان مرفه پیروزی به آخر نمی رسد

بايد ما متوجه باشيم، ملت ما متوجه باشند كه وقتى كه مجلسشان يك مجلسى است كه از طبقه متوسط است و توى اين مجلس آن «دوله» ها و «سلطنه» ها و «سلطنتى» ها را نداريم و در دولت هم آنطور دولتهايى كه افراد مرفه سرمايه ‏دار كذا باشند نداريم، در ارتش هم آن افراد سپهبد و كذايى كه املاك بى‏ اندازه داشتند و آپارتمانهاى چندين طبقه داشتند نداريم، اين مملكت محفوظ مى‏ماند. آن روزى كه هر يك از شماها را ملت ديد كه داريد از مرتبه متوسط مى‏ غلتيد به طرف مرفه و دنبال اين هستید كه يا قدرت پيدا بكنيد يا تمكن پيدا كنيد، مردم بايد توجه داشته باشند و اينطور افرادى كه بتدريج ممكن است يك وقتى خداى نخواسته پيدا بشود، آنها را سر جاى خودشان بنشاند. اگر ملت مى‏خواهد كه اين پيروزى تا آخر برسد و به منتهاى پيروزى كه آمال همه است برسد، بايد مواظب آنهايى كه دولت را تشكيل مى‏دهند، آن كه رئيس جمهور است، آن كه مجلس هست، مجلسى هست، همه اينها را توجه بكنند كه مبادا يك وقتى از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه به آن طبقه برسد ..

صحيفه امام، ج‏16، ص: 22

 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:3 | لینک  | 

برخلاف شان و جایگاه مجلس بارها در مجالس مختلف و از جمله در همین مجلس وسط سخن ناطق  دو دو کردند و هوار کشیدند تا سخن وی شنیده نشود یا رئیس جلسه تریبون سخنران را قطع کرد و بعد هم با سوء استفاده از تریبون باز خودش یکطرفه به قاضی رفت و راضی برگشت.  مثال واضحش ٰ روزی بود که در مجلس رئیس جمهور را حین نطقش مورد فحاشی و اهانت قرار دادند و دو دو گفتند و زشتی کار تا بدانجا رسید که رهبر عزیز انقلاب که بیش از همه نگران شان ارکان نظام از جمله مجلس و ضوابط حاکم برنظام از جمله آزادی بیان است احضارشان کرد و با جملاتی تند و عتاب آلود مورد خطاب قرارشان داد که "مجلس گرفتار رذیلت شد" اما در هیچیک از این موارد کلمه ای از روزی نامه های نوکر اجانب صادر نشد که حق بیان و آزادی چه شد؟ همان ها که به بهانه های واهی درصدد تطهیر فتنه گران و صلاحیت بخشی به اصلاح طلبان آمریکایی برای تسخیر مجلس بعدی اند! و با همین منظور هزار و یک توطئه و جنگ روانی را طراحی و به اجرا می گذارند تا مجلس فعلی را سیاه بنمایانند. حالا یکبار هم این اتفاق برای کسی افتاده است که هیزم آتش آنها را می آورد همان کسی که وقتی خودش از تریبون باز مجلس فحاشی می کند خواستار انعکاس کامل آن در صورت مذاکرات نیست اما حالا که باز هم حرف های ضد وحدت و قانون و موازینش موجب اعتراض به وی شده و او چند نفر را مورد هجوم فیزیکی قرار داده دست پیش می گیرد که پس نیفتد و خواستار فرصت برای ادامه حرف های شهرت بخشش می شود!  روزی نامه های فاسد مدعی آزاد ی بیان و نان به نرخ روز خور چه جار و جنجالی به پا کرده اند! راستی مصداقی بهتر از این برای ضرب المثل یک بام و دو هوا سراغ دارید؟

البته از پیروان ارباب های نشریه هتاک شارلی ابدو در داخل که جسارت به ساحت پیامبران الهی را آزادی بیان می دانند و در صفحه نخست "من شارلی ابدو هستم " را به نمایش می گذارند تا بی دینی و بی غیرتی را به تمامه فریاد زده باشند و در کسوت رسانه و خبر و روزنامه نفوذ کرده و خزیده اند جز این هم انتظاری نیست .

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:50 | لینک  | 

چشم تا وا می‌کنی چشم و چراغش می‌شوی

مثل گل می‌خندی و شب بوی باغش می‌شوی

شکل «عبدالله»ی و تسکین داغش می‌شوی

می رسی از راه و پایان فراقش می‌شوی

غصه‌اش را محو در چشم سیاهت می‌کند

خوش بحال «آمنه» وقتی نگاهت می‌کند

با «حلیمه» می‌روی ، تا کوه تعظیمت کند

وسعتش را ـ با سلامی ـ دشت تسلیمت کند

هر چه گل دارد زمین یکباره تقدیمت کند

ضرب در نورت کند بر عشق تقسیمت کند

خانه را با عطر زلفت تا معطر می‌کنی

دایه ها را هم ز مادر مهربان تر می‌کنی

دیده نورت را که در مهتاب بی حد می‌شود

آسمانِ خانه‌اش پر رفت و آمد می‌شود

مست از آیین ابراهیم هم رد می‌شود

با تو «عبدالمطلب» عبدالمحمد می‌شود

گشت ساغر تا به دستان بنی‌هاشم رسید

وقت تقسیم محبت شد، «ابوالقاسم» رسید

یا محمد! عطر نامت مشرق و مغرب گرفت

وقت نقاشی قلم را عشق از راهب گرفت

ناز ِلبخندت قرار از سینه‌ی یثرب گرفت

خواب را خال تو از چشم «ابوطالب» گرفت

رخصتی فرما فرود آید پریشان بر زمین

تا چهل سالت شود می‌میرد این روح الامین

دین و دل را خوبرویان با سلامی می‌برند

عاشقان را با سر زلفی به دامی می‌برند

یوسفی اینبار تا بازار شامی می‌برند

بوی پیراهن از آنجا تا مشامی می‌برند

بی‌قرارت شد «خدیجه» قلب او بی‌طاقت است

تاجر خوش ذوق فهمیده‌ست: عشقت ثروت است

نیم سیب از آن او و نیم دیگر مال تو

داغ حسرت سهم ابتر، ناز کوثر مال تو

از گلستان خدا یاس معطر مال تو

ای یتیم مکه از امروز مادر مال تو

بوسه تا بر گونه‌ات اُم ابیها می‌زند

روح تو در چشمهایش دل به دریا می‌زند

دل به دریا می‌زنی ای نوح کشتیبان ما

تا هوای این دو دریا می‌بری توفان ما

ای در آغوشت گرفته لؤلؤ و مرجان ما

ای نهاده روی دوشت روح ما ریحان ما

روی این دوشت حسین و روی آن دوشت حسن

قاب قوسینی چنین می‌خواست «او ادنی» شدن

خوشتر از داوود می‌خوانی، زبور آورده‌ای؟

یا کتاب عشق را از کوه نور آورده‌ای؟

جای آتش، باده از وادی طور آورده‌ای

کعبه و بطحا و بتها را به شور آورده‌ای

گوشه چشمی تا منات و لات و عُزا بشکنند

اخم کن تا برج‌های کاخ کسرا بشکنند

ای فدای قد و بالای تو اسماعیل‌ها

بال تو بالاتر از پرهای جبرائیل‌ها

ما عرفناکت زده آتش در این تمثیل‌ها

بُرده‌ای یاسین دل از تورات‌ها، انجیل‌ها

بی عصا مانده‌ست، طاها ! دست موسی را بگیر

از کلیسای صلیبی حق عیسی را بگیر

باز عطر تازه‌ات تا این حوالی می‌رسد

منجی دلهای پُر، دستان خالی می‌رسد

گفته بودی «میم» و «حاء» و «میم» و «دال»ی می‌رسد

نیستی اینجا ببینی با چه حالی می‌رسد

خال تو، سیمای حیدر، نور زهرا دارد او

جای تو خالی! حسین است و تماشا دارد او

(قاسم صرافان)

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 13:27 | لینک  |