در رسانه ها آمده بود که :

شیرزادٰ  عضو حزب منحله مشارکت در جلسه ای در دانشگاه تهران در باره مسائل هسته ای اظهار نظرهایی نموده است که حاکی از عبث بودن تلاش مسئولین نظام برای حفظ دستاوردهای علمی و فناوری صنعت هسته ای است . وی و همپالکی مهمل گویش  مسمی به زیباکلام در این جلسه مدعی شده اند که اساسا صنعت هسته ای فاقد هر گونه دستاورد علمی و فناوری بوده و اصرار مسئولین نظام بر حفظ دستاوردهای آن  بر خلاف منافع ملت! استٰ همان ادعایی که مسئولین آمریکایی از کنگره گرفته تا وزارتخارجه و سازمان سیا علیرغم تلاششان برای متوقف نمودن پیشرفت هسته ای کشورمان بارها بر زبان آورده اند.

سخنان این خود باختگان ترسو و و مهمل گو که در سوابق اظهار نظرهایشان مبارزه با اسرائیل  نیز برخلاف منافع ملی! و بوسیدن چکمه های رضاخان سند افتخار برشمرده شده است و با کمال تاسف و در اثر تسامح و نادیده گرفتن شرایط قانونی عضویت در هیئت علمیٰ از سوی مسئولین وزارت علوم و تحقیقات و فناوریٰ عضویت در هیئت علمی دانشگاه را هم بر خلاف ضوابط یدک می کشند تا حدی بی مبنا و سخیف است که ارزش بحث و تجزیه و تحلیل نداردٰ لکن جا دارد برای آشنا تر شدن با هویت و روحیات و مبانی تفکر و شخصیت این قماش باصطلاح روشنفکران که ریشه این قبیل اظهارات و سخنان بی مبنا است ٰبه اظهار نظری در مورد واقع بینی! و لزوم ترسیدن از آمریکا! و کنار آمدن با شیطان بزرگ ! که از سوی آنان و در سالهای حاکمیت اصلاح طلبان آمریکایی بر مجلس ششم عنوان شده پرداخته شود.

جلودار این سنخ وادادگان و عضو ارشد سازمان منحله باصطلاح مجاهدین انقلاب اسلامی (بهزاد نبوی باصطلاح چریک پیر!)  در سال 81 در حالیکه کرسی نایب رئیسی مجلس شورای اسلامی را نیز اشغال نموده در باره لزوم ترسیدن از آمریکا و عدم مقابله با ابرقدرت جهان چنین افاضه می فرماید:

". . .  در واقع هیچ منطق و عقل سلیمی حکم نمی کند که یک کشور جهان سومی – حتی اگر همه ملت پشتیبان حکومتش باشند و همه این ملت مسلح – به جنگ نظامی با آمریکاٰ ابرقدرت جهان روند. در واقع خدا و تاریخ ٰ سردمداران ملتی که آن کشور را به جمگ با ابرقدرت جهان بکشانندٰ نخواهد بخشید. این سخنان را که می گویمٰ  شاید برخی جبهه بگیرند که فلانی از آمریکا می ترسدٰ بله به خاطر کشورم ٰ مردم و انقلابم از آمریکای تا بن دندان مسلح می ترسم" روزنامه اعتماد 28 مهر 81 صفحه سیاسی

این جلودار ترسو که معلوم نیست در قضیه پس دادن جاسوس های آمریکایی  که نمایندگی ایران را برعهده داشت با منافع ملت چه معامله ای کرده است در مصاحبه دیگری افاضه می کند:

" مسلم است که می ترسم! کیست که از آمریکای تا بن دندان مسلح که در عراق خود را چنین نشان داد و هیچ احترامی برای استقلال دولت ها قائل نیستٰ نترسد!؟ بلهٰ  من می ترسمٰ ظاهرا آمریکایی ها هرکاری بتوانند می کنندٰ سازمان ملل متحد یا حتی افکار عمومی غرب هم اهمیت ندارد." ماهنامه گزارش 15 خرداد 82ٰ صفحه 14


همزمان با این افاضاتٰ متملقین جلودار ترسیده از آمریکا و از جمله شیرزاد !! نفوذی مجلس ششم برای تئوریزه کردن و موجه جلوه دادن ترس از قدرت و زور و تسلیم در برابر قلدران در صفحه 2  روزنامه یاس نو مورخ 2 اردیبهشت 82 چنین می نویسد:

" برای ترسیدنٰ شعور ترس لازم است. بعضی ها ممکن است نترسندٰ چون شعور درک خطر را ندارند! شواهدی که در هفته های اخیر از تحلیل های بعضی از تحلیلگران دیدیمٰ نشان می دهد که پاره ای از آقایانٰ اصولا اطلاع دقیق و درستی از توان تسلیحاتی پیشرفته و سیطره اطلاعاتی آمریکا و دیگر کشورها و نقاط واقعی قوت و ضعف طرف مقابل ندارند. این بی اطلاعی عمدتا به دلیل سیطره تئوری های ذهنی و تحلیل های باصطلاح ارزشی است که صاحبان آن را عمدتاٰ اسیر عینک خاص پیشداوری های تنگ نظرانه و کور کننده کرده است."

جا دارد آقای رئیس جمهور که همواره منتقدین شکل تلاش برای حفظ دستاوردهای هسته ای را با عناوین مختلف "بی شناسنامه" و "بی سواد" و "تازه به دوران رسیده" می نوازند و مسئولین سیاست خارجی شان نیز اظهارات منتقدین را مخل پیشرفت تلاش ها برای حفظ حقوق هسته ای ملت می دانندٰ  در باره این اظهارات نیز که پس از دعوت آقای رئیس جمهور از دانشگاهیان برای اظهار نظر در مورد مسئله هسته ای مطرح می شود نیز ابراز لطفی بفرمایند و نظرشان را با دادن برچسب یا عنوانی ابراز نمایند! به راستی این اظهارات پشت مذاکره کنندگان در مورد هسته ای را خالی نمی کند! خصوصا که از سوی کسانی ابراز می شود که مدعی همراهی و حمایت از دولت و شخص آقای رئیس جمهور نیز هستند.

به راستی داشجویان و اساتیدی که در انتخابات 88 به میرحسین رای دادند می پذیرند کسی یا کسانی در کسوت استاد دانشگاه و نماینده فکری آنان تا این حد زبون و ذلیلانه در برابر قدرت های پوشالی استکبار ابراز عجز و درماندگی کنند؟

پ . ن . یاد ضرب المثلی افتادم که می گفت " قلیچو ول کن قلوچ را بچسب"!

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 15:17 | لینک  | 

الهی بحق الحسین

اشف صدرالحسین

بظهور الحجه

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:48 | لینک  | 

در سایت آفتاب ٰ  حامی آقای روحانی دیدم ایشان یک بار دیگر به منتقدین خود نسبت ناروا و توهین آمیز داده و آنان را "تازه به دوران رسیده" خوانده اند آنهم در جمع دانشگاهیان که علی الاصول با فرهنگ ترین قشر جامعه شناخته می شوند.  همین مطلب انگیزه ای شد تا به جستجوی معنای دقیق این واژه در فرهنگ لغت عمید و لغت نامه دهخدا بپردازم بدون هیچ توضیح اضافی توجه خوانندگان را به معنای این عبارت به نقل از لغت نامه های یادشده می پردازم و قضاوت در مورد اینکه چه کسی "تازه به دوران رسیده" است را به خوانندگان وا می گذارم.

فرهنگ لغت عمید: "تازه به دوران رسیده" = کسی که تازه به ثروت یا مقامی رسیده و مغرور شده باشد.

 لغت نامه دهخدا: تازه به دوران رسیده ؛ که تازه به قدرت و مقام رسیده باشد. که با سوابق و خانواده ٔ حقیر ناگهان به جاه و مقام نائل آمده باشد. نوخاسته .

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 20:44 | لینک  | 

جاي آنست كه خون موج زند در دل لعل

زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 8:9 | لینک  | 

امام خمینی:

بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفه‏ هاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مى‏دهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامى است كه پيروانش بر گلدسته هاى رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده ‏اند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بى‏ نشانى گرفته‏ اند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده ‏اند ..

من همواره به خلوص و صفاى بسيجيان غبطه مى‏ خورم و از خدا مى‏خواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند، چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجى ‏ام. من مجدداً به همه ملت بزرگوار ايران و مسئولين عرض مى‏كنم چه در جنگ و چه در صلح بزرگترين ساده انديشى اين است كه تصور كنيم جهانخواران خصوصاً امريكا و شوروى‏ از ما و اسلام عزيز دست برداشته‏ اند؛ لحظه ‏اى نبايد از كيد دشمنان غافل بمانيم. در نهاد و سرشت امريكا و شوروى كينه و دشمنى با اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- موج مى‏ زند. بايد براى شكستن امواج طوفانها و فتنه‏ ها و جلوگيرى از سيل آفتها به سلاح پولادين صبر و ايمان مسلح شويم. ملتى كه در خط اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله- و مخالف با استكبار و پول پرستى و تحجرگرايى و مقدس نمايى است، بايد همه افرادش بسيجى باشند و فنون نظامى و دفاعى لازم را بدانند، چرا كه در هنگامه خطر ملتى سربلند و جاويد است كه اكثريت آن آمادگى لازم رزمى را داشته باشد ..

خلاصه كلام، اگر بر كشورى نواى دلنشين تفكر بسيجى طنين انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد و الّا هر لحظه بايد منتظر حادثه ماند.

                        صحيفه امام، ج‏21، ص: 196

 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 21:3 | لینک  | 

در چشم باد، لاله فقط پرپرش خوش است

خورشید روز واقعه خاکسترش خوش است

 

از باغها شنیده‌ام این را که عطر یاس

گاهی نه پشت پنجره، لای درش خوش است

 

دریا همیشه حاصل امواج کوچک است

یعنی علی به بودن  با اصغرش خوش است

 

در راه عشق دل نه که ما سر سپرده‌ایم

حتا حسین پیش خدا بی‌سرش خوش است

 

جایی که آب همسفر ماه می شود

دلها به آب نه که به آ‌ب‌آورش خوش است

 

جایی که پیش‌مرگ پدر می شود پسر

اولاد هم نبیره‌ی پیغمبرش خوش است

 

عالم شبیه آن لب و دندان ندیده‌است

لبخند هم میانه‌ی تشت زرش خوش است

 

از خون سرخ اوست که تاریخ زنده است

این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است:

 

اندوه بی شمار  پسر را گریستن

بر شانه‌های مرتعش  مادرش....

 

از ماههای سال "محرم" که محشر است

از روزهای سال ولی "محشر"ش خوش است !

                        السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 8:40 | لینک  | 

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد

چقدر غصه و غم خوردم از این غم که نشد

 

تیرِنامرد اگر یاور مشکم می شد

می شد این آب شود چشمه ی زمزم که نشد

 

حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود

سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد

 

تا دو دستم به بدن بود علم بر پا بود

خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد

 

سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی

ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد

 

گفتم این لحظه ی آخر که در آغوش تو ام

لا اقل روی تو را سیر ببینم که نشد

 

هر دو دست و سر و چشمم به فدای سرِ تو

هر چه آمد به سرم نصف شما هم که نشد

 

بگو از من به رقیه که حلالم بکند

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد

 

يا ابالفضل العباس ع یا باب الحوائج ادرکنی

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 10:56 | لینک  | 

باغ مي سوزد در آتش اي دريغا آب نيست

فصل بي تابي است اينجا غنچه ها را تاب نيست

يک نيستان ناله مي جوشد از اين دشت بلا

يک چمن گل مي رود از دست، اما آب نيست

بانگ هل من ناصر من بي جواب است اي دريغ

در طواف خيمه ها لبيکي از اصحاب نيست

در حريم عشق تنها مانده يک ششماهه گل

کز شرار تشنه کامي خرّم و شاداب نيست

اي هماي آسمان پرواز من با من بيا

جز تو ديگر تشنه ي وصلي در اين محراب نيست

گز کسي بر رويت اي گل شبنم آبي نزد

ديده بگشا گوهر اشک آنقدر ناياب نيست

گاه احرام آمد و نزديک شد ميقات وصل

غنچه ي نشکفته ام برخيز وقت خواب نيست

مي برم شايد بسوزد بر تو قلب آفتاب

گر چه مي بينم به رويت رنگ چون مهتاب نيست

مي کنند آهسته نجوا برگ ها در گوش هم

اي گل زهرا گلوي نازکت را تاب نيست

ظلم اين نامحرمان ما را از او محروم ساخت

ور نه بي مهر و وفايي در مرام آب نيست

استاد شفق

 التماس دعا

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 7:15 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

1- بدون شک بهترین و راهگشاترین رهنمود و دستورالعمل برای رساندن امت بزرگ اسلام به پیروزی نهایی و تحویل این نظام و انقلاب خونبار اسلامی به صاحب اصلی آن بقیه الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداٰ  "ثقلین" دو میراث گرانقدر پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت ختمی مرتبت -صلی الله علیه و آله و سلم- یعنی قرآن و عترت است. همان میراثی که امام رحمه الله و رضوانه علیه وصیت نامه سیاسی – الهی خود را با حدیث مرتبط با آن آغاز کرده و می فرماید به خاطر آنچه بر این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم- رفته باید خون گریه کرد و آغاز وصیت نامه خویش را که برگرفته از ثقلین است به تشریح "انی تارک فیکم الثقلین " می آراید که راز بزرگ و زیبایی در آن نهفته است!

باور من آن است که بعد از ائمه معصومین – علیهم صلوات الله – هیچ کس به اندازه امام رحمه الله و رضوانه علیهٰ  به خاطر اخلاص در عمل و علم و تقوای بی نظیری که داشت و در خدا ذوب شده بود ٰ با رمز و راز ثقلین آشنا نشد و حتی ذره ای از آنچه از دو لب مبارکش صادر شد از روی هوای نفس نبود بلکه تمامه تفسیر تطبیق یافته با شرایط زمان و مکان از ثقلین برای هدایت امت به سوی سعادت و رستگاری بود.

از این رو وابستگان اسلام آمریکایی (زراندوزان حيله‏گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بى‏هنر) به همان اندازه که با قرآن و عترت بدند از خمینی رحمت الله و رضوانه علیه و کلام و سیره او احساس خطر کرده و با آن دشمنی نموده و اگر نتوانند – که نمی توانند – آن را نابود کنند درصدد تحریف و تقطیع آن بر می آیند.

2- مصیبت بزرگ و عظیم وقتی است که تریبونی تحت اشراف فرزند یادگار باوفایشٰ آقا سید حسن خمینی که خدا دعای امام در باره اش را مستجاب گرداند – با نام "جماران" دست به چنین تقطیع و تحریفات مصیبت باری بزند.

سید حسن آقای خمینی و دست اندرکاران حفظ و نشر آثار امام باید بدانند که مالک میراث امام و سیره و سخن به جا مانده از ایشان نیستند و آنچه تحت این عنوان در اختیارشان است سرمایه بزرگ امت اسلامی است که چند روزی به شرط حفظ صلاحیت و امانتداری در دستان ایشان به امانت سپرده شده است و خدای نا خواسته کوتاهی در حفظ این امانت که سرنوشت امت اسلامی و انقلاب و نظام به جای مانده از خون دلهای امام و خونهای شهدای این مردم نجیب و وفادار به آن وابسته است می تواند علاوه بر عذاب و خسران اخروی موجب صلب این صلاحیت نیز بگردد.

3- در هفته گذشته در برنامه تلویزیونی "شناسنامه" که میزبان آیت الله جنتی حفظه الله بود ایشان در پاسخ به مجری در مورد فتنه گران سال 88 با برداشت درست و صحیح و دقیق از فرمایشات حضرت امام در باره نحوه رفتار با "مجرم" و نه "متهم" آنهم "مجرمی" که در برابر نظام آنهم نظام اسلامی نه هر نظامی بایستد می فرمایند:

" بر سر این عوامل منت گذاشته شده است؛ اگر بنا به محاکمه این ها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آن ها صادر نمی کرد؛ در هیچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می ایستند( نه در مقابل رئیس جمهور یا وزیر یا قاضی بلکه در مقابل نظام ایستادند)این گونه رفتار نمی شود؛ بنابراین منت سرشان گذاشتند و به هر دلیل که هر اسمی رویش بگذارنداز جمله به دلیل لطف و مهربانی اسلامی تخفیف قائل شدند. و الا هر جای دیگر این ها را درجا اعدام می کردند.

زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می کردیم، بعضی را شک می کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می فرمودند در خصوص کسی که "جرم او مسلم" است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که "جرم وی مسلم" بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید همان موقع اعدام می شدند اما نشدند."

از آن زمان تا کنون سایت ها و خبرگزاری های متعددی که جز نوکری کانون ها قدرت و ثروت  و وادادگی در برابر بیگانگان هنری ندارند و ارزش بردن نام هم ندارند بنا بر رویه معمولشان و برای خوشایند اربابان آمریکایی به این فقیه مجاهد و نستوه و یاور رهبر فرزانه انقلاب به خاطر حرف حقی که موجب زنده کردن یک سیره و رویه و نظر امام بوده است تاخته اند و در این مسیر از ساده لوحی آنان که نان نام پدرشان را می خورند  گرفته تا اظهار نظرهای ناشیانه و حاکی از کم اطلاعی و بی سوادی برخی ملبسین به لباس پیامبر به اسم استاد حوزه و دانشگاه  و  آیت الله و یا رئیس فلان کمیسیون در دوره ذلت بار مجلس ششم و یا نامه وارده و . . . . نیز بهره ها برده اند.

در این میان اما آنچه مایه تاسف عمیق و شکایت به روح ملکوتی حضرت امام و درخواست بذل توجه از سوی رهبر عزیز و مظلوم انقلاب استٰ همراهی چندین باره سایت جماران (تاکید می کنم چندین باره) با تحریف کنندگان سخن ونظر امام می باشد. خدا می داند اگر این سایت به نام امام و تحت اشراف حاج سید حسن آقا نبود راضی به تلف کردن ثانیه ای از وقت خود برای نوشتن این نامه نبودم اما همانطور که در بند دوم بالا عرض شد به دلیل نقش و اهمیت ارائه سالم و بدون تقطیع و تحریف نظرات امام در سرنوشت و سعادت همه ما و امت اسلامی سکوت و ننوشتن آنچه را به لطف خود امام نصیبم شده و می دانم را غیر موجه دانسته و گناهی نابخشودنی می دانم لذا به عرض حاج سید حسن آقا به عنوان متولی اصلی میراث امام می رسانم که سایت جماران در اشغال کسانی است که با سیره و سخن امام بیگانه اند و به جرات می گویم برخی از مسئولین آن حتی برای یکبار هم صحیفه نورانی حضرت امام تورق هم نکرده اند و برای حفظ لوازم امانت داری لازم است این سایت و دیگر مجموعه های منتسب به امام از وجود این قبیل افراد پاکسازی گردد! برای اثبات این ادعای خود دو بخش بعدی این نامه را می نویسم.

4- دست اندرکاران سایت جماران در طول هفته گذشته چندین مطلب منتشر نموده اند که به ظاهر در راستای متهم نمودن آیت الله جنتی به دادن نسبت غلط به امام و یا تحریف سخن امامٰ و در واقع بر ای پوشاندن روی حقایقی است که امام به آنها اعتقاد عمیق داشته و بارها در عمل و فرمایشات گهربارشان با استناد به منابع فقهی به آنها اشاره کرده اندٰ . ذیلا تنها عناوین مطالب جماران در این رابطه ذکر می شود و خوانندگان این نامه می توانند برای اطلاع از مشروح آنها به آدرس های اینترنتی ارائه شده مراجعه نمایند و در بند پنجم نامه به گوشه ای از حقایق مورد نظر امام که نویسندگان مطالب جماران را خوش نیامده خواهم پرداخت.

  "صدور حکم اعدام در یک برنامه تلویزیونی صحیح نیست/نظام اسلامی نمی تواند از دادگاه موسیلینی الگو بگیرد" محسن غرویان

"علی مطهری به جنتی نامه نوشت؛ چرا بنا به محاکمه اینها نیست؟ چرا این قدر از محاکمه اینها هراس دارید؟"

"شأن دبیر شورای نگهبان، نگهبانی از قانون است/بازی با کلمات برای خدشه دار کردن حیثیت افراد خلاف قانون و اخلاق است" انصاری راد

"نامه وارده/ لازم است آقاى جنتى از حکم کردن بپرهیزند و لازم تر آنکه قوه قضاییه جلو حکم کردن هاى غیر مسئولانه را بگیرد" نامه وارده

"به چه دلائلی نسبت داده شده به حضرت امام در یک گفت و گوی تلویزیونی فاقد اعتبار است؟/ در پاسخ آیت الله جنتی" اصغر میرشکاری

"راستی آزمایی خاطره گویی ها و مرجعیت «صحیفه امام»؛ مروری بر روایت های اخیر آیت الله جنتی از امام خمینی" امین کریم الدینی

اعدام بدون محاکمه یا چوب حراج بر موازین فقاهت و قضاوت!! محقق داماد

5- از آنجا که بهانه تحریف و تقطیع سخنان امام از سوی نویسندگان مطالب سایت جماران در این مورد خاص فرمایشات آیت الله جنتی در برنامه تلویزیونی شناسنامه بوده ذیلا به انعکاس عین جملات امام  در باره دو موضوع اصلی در فرمایشات آیت الله جنتی از منظر امام خواهم پرداخت

اول: مقابله با نظام اسلامی و مجازات آن

"اين دولتى كه تعيين شده است و به ولايت شرعى تعيين شده است و يك حكومت شرعى است، نه فقط حكومت قانونى باشد، يعنى حكومت شرعى لازم الاتّباع، همه كس واجب است بر او كه از اين حكومت اتّباع كند. نظير اينكه مالك اشتر را كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- مى‏ فرستاد يك جايى و منصوبش مى‏كرد، حاكم واجب الاتّباع بود يعنى حاكم الهى بود، حاكم شرعى بود. ما هم ايشان را حكومت شرعيه داديم و حكومت قانونى هم كه هست، بنابراين واجب الاتّباع است." صحيفه امام    ج‏6    69   

قيام برخلاف حكومت اسلامى قيام برخلاف حق است و مجازات دارد

"ايشان را كه من قرار دادم واجبُ الْاتِّباع است، ملت بايد از او اتّباع كند. يك حكومت عادى نيست، يك حكومت شرعى است؛ بايد از او اتّباع كنند. مخالفت با اين حكومت مخالفت با شرع است، قيام بر عليه شرع است. قيام بر عليه حكومت شرع جزايش در قانون ما هست، در فقه ما هست؛ و جزاى آن بسيار زياد است. من تنبه مى‏دهم به كسانى كه تخيل اين معنى را مى‏كنند كه كارشكنى بكنند يا اينكه خداى نخواسته يكوقت قيام بر ضد اين حكومت بكنند، من اعلام مى‏كنم به آنها كه جزاى آنها بسيار سخت است در فقه اسلام. قيام بر ضد حكومت خدايى قيام بر ضد خداست؛ قيام بر ضد خدا كفر است. و من تنبه مى‏دهم به اينها كه بر سر عقل بيايند؛ بگذارند مملكت ما از اين آشفتگى بيرون برود، بگذارند خونهاى محترم ريخته نشود، بگذارند جوانهاى ما ديگر اينقدر خون ندهند، بگذارند اقتصاد ما صحيح بشود؛ ما بتدريج كارها را اصلاح بكنيم‏" صحيفه امام    ج‏6    59   

دوم : فرق "مجرم" و "متهم" در رسیدگی و مجازات

امام خمینی:

"نمى‏توانم من جز اين بدانم كه اينها دست نشانده دژخيمان هستند. اينها دست نشانده ابرقدرتها هستند؛ نه اينكه اينها براى حقوق بشر [فعاليت‏] مى‏كنند. من توقع اين را داشتم كه جامعه حقوق بشر اگر راست مى‏گويد و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض كند كه اينها را چرا نگاه داشتيد؛ اين دژخيمان را بايد همان روز اول كشته باشيد! نه اينكه آنها را ما نگاه داشتيم و در حبسها الآن هستند- و حبسهاى ما هم مثل حبسهاى سابق نيست؛ حبسهايى است كه در آنها اشخاص به هيچ وجه مورد اهانت، حتى نيستند- اينها به ما اعتراض كنند كه چرا اينها را محاكمه كرديد! اصلًا معنا ندارد محاكمه "مجرم"؛ محاكمه "مجرم" يك امرى است كه مخالف با حقوق بشر است؟!.

حقوق بشر اقتضا مى‏كند كه ما آنها را همان روز اول كشته باشيم براى اينكه "مجرمند"، و معلوم است كه اينها "مجرم" هستند. آنكه بايد براى او وكيل گرفت، آنكه بايد به ادعاى او گوش كرد، او "متهم" است نه مجرم. اينها "متهم" نيستند، اينها "مجرم" هستند. اينها اشخاصى بودند كه در خيابانها مردم را كشته‏ اند، زجر دادند، و ذخاير ما را- همه را- با خيانتها از بين برده ‏اند. آيا آنهايى كه كشته شده‏ اند در اين خيابانهاى شهرهاى مختلف ايران، اينها بشر نبودند؟ اينها حقوق ندارند؟ ... مدعيان طرفدارى از حقوق بشر نسبت به اينها كه كشته شده [اند] چرا طرفدارى نمى‏كنند؟ چرا به ما اشكال مى‏كنند كه شما چرا دژخيمان را مى‏ كشيد؟.

ما در عين حال كه اينها را- همه را- "مجرم" مى‏دانيم و بايد فقط هويت اينها ثابت بشود و آنها را بايد همين كه هويتشان ثابت شد كشت- نصيرى  [را] همين كه هويتش ثابت‏ شد كه نصيرى است بايد كشت- مع ذلك چند روز نگه داشتند و محاكمه كردند و اقرارات او را ثبت كردند و او را كشتند. آيا اين جامعه حقوق بشر تصور نمى‏كند كه "مجرم" را بايد كشت براى حقوق بشر، براى اينكه حق خواهى كنيم ما از بشر- بشرهايى كه اينها كشتند، زجر دادند، از بين بردند؟ ما اينها را مع ذلك محاكمه مى‏كنيم و محاكمه كرديم؛ وليكن اعتقاد ما اين است كه "مجرم" محاكمه ندارد و بايد كشت. لكن من متأسفم از اينكه باز غربزدگى در ماها هست، و ما ترس از اين داريم كه مبادا در روزنامه [هاى‏] غرب چيزى بنويسند و مثلًا مجلات غرب يك كلمه‏اى بنويسند. (1) آنها البته با عدل و انصاف مخالفند و آنها موافق به حقوق بشر نيستند. آنها حقوق اشخاصِ ابرقدرت را حفظ مى‏كنند به اسم حقوق بشر!."                        صحيفه امام، ج‏6، ص: 460

 

امام خمینی:

"خارجيها مى‏گويند حقوق بشر. كدام بشر؟ اينها [اعدام شدگان‏] بشر را كشتند، اينها "مجرمند"، "متهم" نيستند؛ اينها آدم كشتند. صحيفه امام    ج‏7    91   

ملاحظه می شود اگر کسی در مقابل حکومت اسلامی قیام کرد اولا "مجرم" است ثانیا جزای آن در شرع اسلام معین است و بسیار سنگین است ٰ همینطور است اگر با دستور و مباشرت کسی یا کسانی قیام بر علیه حکومت اسلامی صورت گیرد خصوصا که منجر به جنایاتی در حق مردم در کوچه و خیابان بشود و خون هم ریخته شود و در این باب از سوی حاکم اسلامی اتمام حجت هم شده باشد. در این باب و به عنوان حسن ختام این نامه توجه خوانندگان را به فرمایشات اتمام حجت گونه رهبر معظم انقلاب و ولی فقیه و حاکم اسلامی در دوران فتنه 88 در نماز جمعه 29 خرداد جلب می نمایم تا روشن باشد که فتنه گران محصور هم "مجرمند" و نیاز به محاکمه ندارند و هم جرمشان قیام بر علیه حکومت اسلامی و مباشرت در به خاک و خون کشاندن مردم در خیابان هاست و از این رو این گفته آیت الله جنتی که فرمودند: " اگر بنا به محاکمه این ها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آن ها صادر نمی کرد" نه تنها تعارضی با فرمایشات امام و سیره ایشان ندارد بلکه هر انسان عاقلی از جمله مجازات کنندگان مجرمی چون موسولینی هم آن را درک و تائید  و به آن عمل می کند

امام خامنه ای:

"برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است.

اينگونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط، عواقبي هم پيدا كند مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.

اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها خواهند بود.

اگر در اين تجمعات اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن باكيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنشهاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟

از همه مي‌خواهم به اين روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند مسئوليت تبعات و هرج و مرج آن، بعهده آنها خواهد بود.خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 88

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 7:30 | لینک  | 

دیروز فیلم مستندی ساخته شبکه های فارسی زبان بیگانه از یک دوست به دستم رسید که در آن جمله ای بسیار دقیق و به جا بیان می شود:

"آیت الله شریعتمداری روحانی معتدل بود و آیت الله خمینی روحانی  انقلابی "

و به اصطلاح امروز امام تندرو و افراطی بود و شریعتمداری معتدل!

حقیقت بزرگی که در این جمله هست مرا بر آن داشت تا آن را برای شما هم نقل کنم  و این هم منطق روحانی معتدل ماست:

"درس کربلا برای ما درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است." 

 

نوشته شده توسط کوچک زاده در ساعت 6:25 | لینک  |